تبلیغات
سۆما(soma) - چهار شعر از نانام
سۆما(soma)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

چهار شعر از نانام

1

راحت بود نمی رفت واتیکان پاپو ببینه

می گفت پاپ منو می بینه

همهشه وقتی جنگ می شد (چون همیشه جنگ می شد)

تو مید ون می دوید و با ساری بریده فو تبال بازی می کرد

می گف:می خوام گل بزنم به تا ریخ،

شوت می کرد و بعد

اونقدر زار میزد که فوتبال مب شد واتر پلو

شنا بلد نبود ،

غرق می شد

بعد وقتی صلح می شد ( چون همیشه بعد صلح می شد )

لباس هیتلر و می پوشید و تو خیا بونا قدم می زد

می گف:می خوام یادشون نره که خرن.

راحت بود،

نمی رف پاریس تا ایفلو ببینه

می رف تا ایفل او نو ببینه

 

2

مرگ از پنجره دوباره اتفاق می افتد

یک بار هنگام باران

 ویک بار هنگام باران

در شب.

 

3

یک نقطه ،

تنهائی این است

در آسمانی که تو آفریدی بی پرنده

یک سقوط تمامی تاریخ پر واز است

در صفحه ای تورا می خورد

و مرا و کلمه را قی می کند

تنها نقطه می داند

نقطه.

 

4

می رانم تا سکوت

این شعر بنز قراضه ی من ا ست

(بنزسبز)

می رانم تا اوراقی"نانام"

آنجا که دیگر نیازی به نوشتن نخواهد بود

آن جا دیگر

حواسم را پرت  کردی خواننده !

پرسیدی" چرا"

می بینی که،

اگر سر بر گردانم سخن در دست انداز می افتد.

ماهنامه فرهنگی اجتماعی،ادبی –کارنامه – بهمن و اسفند 1380- شماره 25و26

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 22 اسفند 1388
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


دریافت كد ساعت